انقلاب ما

وظیفه نسل پرنشاط و جوان دانشجو؛ تداوم و تکامل خط مستقیم انقلاب است

انقلاب ما

وظیفه نسل پرنشاط و جوان دانشجو؛ تداوم و تکامل خط مستقیم انقلاب است

انقلاب ما

قرار بر این شد تا نوشته های دوستانتون در هیئت عاشقان اهل بیت (علیه السلام) به صورت مکتوب در این وبلاگ قرار بگیره تاهممون هرز چند گاهی سری بزنیم به این نوشته ها و تکرار بشه گفته های گذشته و یادمون بیاد که چی قرار گذاشته بودیم با خودمون وقتی این نوشته ها رو میشنیدیم.

به نام خدا

« انقلاب اسلامی همچو "رویش" گُلی است

که تا جهانی را گلستان نسازد به کمال خویش نمی رسد »

نشریه تک‌برگی "رویش" با هدف نشر معارف و مبانی اسلام و انقلاب اسلامی چندیست که به عنوان خوراک فرهنگی توسط چند تن از اعضای «هیئت عاشقان اهل‌بیت(ع) شهرستان بابل» منتشر گشته و در اماکن مذهبی و فرهنگی نظیر مصلی جمعه، مساجد، دانشگاهها و... توزیع می شود.

از آنجا که کار فرهنگی پایبند مرزها و حصارها نیست، بر آن شدیم که این نشریه‌ی تک‌برگی را جهت استفاده‌ی سایر فعالین فرهنگی در اقصی نقاط این استان و این کشور در فضای مجازی نیز منتشر نموده تا رسالت خویش را تکمیل کرده باشیم.

قابل ذکر است این نشریه، رایگان بوده و طبق روال 15 ام هر ماه منتشر خواهد شد، انشاءالله.

همچنین شما مجاز به قرار دادن لوگوی سازمان، مؤسسه، هیئت و هر مکانی که اقدام به نشر این تک برگ می کنند به روی نشریه می باشید.

پیشاپیش از حمایت و همکاری شما در نشر این نشریه فرهنگی سپاسگزاریم.

با سپاس - رویشی‌ها




نشریه رویش شماره ششم
حجم: 9 مگابایت
توضیحات: خرداد 1393؛ با لوگو

صفحه 1-4

صفحه 2-3


تاکسی‌نوشت!


رادیو (در حالی که خرخر می‌کند): ایمیل‌های «کلینتون» ارتباط مقامات افغان‌ مرتبط با سازمان سیا را فاش کرد.  وزارت امور خارجه آمریکا از فاش شدن ایمیل نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری۲۰۱۶  این کشور در مورد مقامات افغانی که از سازمان سیا حقوق دریافت می‌کردند خبر داد!

 

راننده (در حالی که با کف دست به فرمان ضربه می‌زند): کاش این دم انتخاباتی، اسامی مواجب بگیرهای آمریکا تو ایران هم لو بره...

مسافر جلویی: این که چیزی نیست، همین الان تو کانال تلگرام بی‌بی‌سی فارسی، اسامی لیست فلانی منتشر شده!

راننده: داریش ببینم الان؟!

مسافر جلویی (در حال گشتن در گالری عکس گوشی): اینهاش!

من: مگه میشه؟ اسامی خیلی‌ از بزرگوارها تو این لیستهاست! یعنی این‌همه حضرات مواجب بگیر دشمن‌اند؟! این چه حرفیه آخه...؟

راننده (رو به من): نه پسرجان! به حضرات که تردیدی نیست، اما به انگلیسیا چرا.

مسافر جلویی: اصلا گیرم که نون‌خور استکبار نیستند، که نیستند؛ حداقل کاری که ازشون انتظار میره اینه که از حمایت دشمن از اونها اعلام برائت کنند و مرزبندی داشته باشند.

مسافر عقبی: بریزین دور این حرفا رو بابا، چه اشکالی داره بی‌بی‌سی فارسی هم لیست ارائه کنه؟! مگه ایرانی نیستن؟

راننده: داداش! مگه هرکی فارسی حرف بزنه و چارتا عکس با تخت جمشید داشته باشه، ایرانیه؟! انگلیس، دشمن ما نباشه، پس ننه‌جون من لابد دشمن ملته!!

مسافر عقبی: حرف مفت که کنتور نمیندازه، یه مشت *** و نفهم دور هم جمعین که چشمتون فقط به بیست و سیه! اصلا ادب مرد به ز دولت اوست...پیاده میشم!

مسافر جلویی: این چرا فوری لفت داد؟!

من: یعنی هنوز پیدا میشن کسایی که از 88 تا الان دست دشمن رو ندیده باشن؟!

راننده: دست و پای دشمن که جای خود داره، هنوز یه عده حاضر نیستن بگن انگلیس و امریکا، بدخواه این مملکتند...

(و همزمان موج رادیو را عوض می‌کند)

رادیو: (صدای امام(ره) در حال پخش است) «...آن روزى را که امریکا از ما تعریف کند باید عزا گرفت. آن روز که کارتر و ریگان (1) از ما تعریف کنند معلوم مى‏شود در ما اشکالى پیدا شده است، آنها باید فحش دهند و ما هم باید محکم کارمان را انجام دهیم...[1]»



[1] صحیفه امام، ج‏18، ص: 242

  • انقلاب ما... / گام اول خودسازی
بازخوانی آرمان شهدای غواص بعد از چندماه...

یک مرثیه‌ی صد و هفتاد و پنج نفره‌

 ]جا داشت برای تک تک شما صد‌و‌هفتاد‌و‌پنج غریب، صد‌و‌هفتاد‌و‌پنج مرثیه‌ای جدا بنویسم.

حق آن بود که پدر رنجور و مادر از رمق افتاده‌تان به یاد غریبی شما خون گریه کنند؛ بلکه همه کسانی که از "آبی" نوشیدند که شما برای دفاع از آن "به آن" زدید ، بر "خاکی" قدم گذاردند که برای پاسداری وجب به وجبِ آن "در آن" زنده به گور شدید، از هوایی تنفس کردند که آسمانش را دروازه‌ی جهنمی برای دشمن ساختید و در سایه دینی زندگی کردند که شما تربیت‌شدگان آن مکــتب‌اید...

حق آن بود نه با افسانه و اسطوره‌های خیالی که با قصه‌ی صد‌و‌هفتاد‌و‌پنج مردِ سلحشورِ واقعی، کودکان‌مان را به خواب می‌کردیم.

و حق این بود با صد‌و‌هفتاد‌و‌پنج روایت هنرمندانه، برای صد‌و‌هفتاد‌و‌پنج سال، هنر تصویر و سینمای ما حرفی تازه برای گفتن داشت.

جا داشت به حقّ یک‌رنگی ظاهر و باطن صد‌و‌هفتاد‌و‌پنج نفره‌تان، هر کدامـمان مانند جعبه مدادرنگی، صد‌و‌هفتاد‌و‌پنج رنگِ متضاد نمی‌شدیم...

و جا دارد به یاد وحـدت‌تان، و پشت هم‌ایستادنـتان، ما نیز مرام صد‌و‌هفتاد‌و‌پنج نفره‌گی پیشه کنیم و " در حضور دشمن" ریش هم را نکشیم و ریشه یکدیگر را نسوزانیم.

به خیال خام خودشان شهید را زنده به گور کردند، نیــــست و نابود... اما تا به امروز، سالی بر ما نگذشته است مگر آن‌ بذری که دشمن سی سال پیش در خاک سرد و نمور خود پنهان نمود، جوانه زد و رشد کرد، ثمر داد و بازگشت.

مرثیه‌تان‌ را باید از زبان خودتان شنید؛ انگار روضه‌ی شما صد‌و‌هفتاد‌و‌پنج نفر، یکی‌ست.

حتم دارم آن آخرِ کار، سرهنگ بعثی دلش لرزید...آن وقتی که دستور داد دستانـتان را محکم ببندند و شیردلی با آهنگ کـشداری فریاد زد: یا عَلــــــــــــــــی!

و ذکر زیر لبتان، هم‌رنگ سربندتان، یاعلی و یا‌فاطمه شد...

با لگد دشمن وقتی خاکِ کفِ گودال از صورتتان بوسه چید، در آن وانفــسا، ذکر همه نوحه‌ی کوثریِ جماران شد:

آه از آن ساعتی که با تن چاک چاک/ نهادی ای تشنه لب صورت خود روی خاک..

در حسینیه‌ی گودال، افسوس که دست میدان‌دار بسته بود.      [

 

 

شادی همه شهدای تاریخ اسلام، از عصر رسول‌الله تا عصر بقیه‌الله، صلواتی هدیه بفرمایید.

علی متین فر- 1394



  • انقلاب ما... / گام اول خودسازی

اینفوگرافی زیر همانطور که مشخص است مربوط به آمارهای ازدواج و طلاق و سایر آمارهای مرتبطه ی کشور ماست! البته آمارها مربوط به سال 92 بوده و تصاویر گویای همه چیز خواهد بود...

 برای دریافت تصویر بزرگتر و باکیفیت تر، روی عکس کلیک کنید:

  • انقلاب ما... / گام اول خودسازی

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما، برنامه مذهبی هیئت عاشقان اهل بیت(ع) خیابان شهید نواب صفوی بابل در شب های ماه مبارک رمضان به شرح زیر اعلام می گردد:

ساعت شروع مراسم: 9:45 الی 11:30 همراه با نماز جماعت، مناجات و سخنرانی

مکان: سیدجلال- مومن اباد- کوچه جلال3-حسینیه محبان الابالفضل(ع)

تاریخ

ایام هفته

ایام ماه مبارک

سخنران

موضوع

21 تیر

شنبه

14 و 15

حجت الاسلام حسینی

وظایف یک دانشجوی مسلمان

23 تیر

دوشنبه

16 و 17

حجت الاسلام منیری

سیاهه عملکرد استکبار بر جامعه ما

25 تیر

چهارشنبه

18 الی 22

حجت الاسلام حیدریان

آرامش در پرتو عبودیت

30 تیر

دوشنبه

23 و 24

حجت الاسلام قنبرزاده

امام زمان(عج) و آخرالزمان

1 مرداد

چهارشنبه

25

مهندس اعتصامی

سواد رسانه

2 مرداد

پنجشنبه

26

آقای جبارپور

غرب شناسی

3 مرداد

جمعه

27

آقای منصف

راه شهدا

4 مرداد

شنبه

28 و 29

آقای نقویان

وظیفه هیئات در قبال شعار سال

6 مرداد

دوشنبه

30

آقای گرجی

تعلیم و تربیت اسلامی



  • انقلاب ما... / گام اول خودسازی

برگرفته از سخنان رهبر معظم انقلاب


 گام اول: آشنایی نوجوانان با متن و ترجمه قرآن

واقعیت تلخ این است که قرآن هنوز در جامعه‌ی ما، یک امر عمومی نشده است. همه به قرآن عشق میورزند و احترام میکنند؛ اما عده‌ی کمی همواره آن را تلاوت و عده‌ی کمتری در آن تدبر میکنند.
برای رفع این نقیصه که کاری ممکن و روان است، در گام اول باید جوانان و نوجوانان را با متن و ترجمه‌ی قرآن آشنا کرد و از شربت گوارا و حیاتبخش قرآن، به ذایقه‌ی آنان چیزی چشانید. ۱۳۶۸/۰۷/۲۰


 حفظ قرآن از دبستان شروع بشود
ترتیبی بدهید که بشود بچه‌ها را از کوچکی در دبستان وادار به حفظ قرآن کنند - البته مجبورشان نکنند - جایزه قرار بدهند و مثلاً بگویند هر بچه‌یی که در دوره‌ی دبستان، این‌قدر از قرآن را حفظ بکند، این مقدار امتیاز خواهد گرفت؛ یا اگر کسی در دبیرستان، این مقدار قرآن را حفظ کند، به قدر این واحدها یا این درسها، نمره یا امتیاز مادّی میدهیم. ۱۳۶۹/۱۲/۰۱
من عقیده‌ام این است که حفظ قرآن باید از بچگی شروع بشود، یعنی حدوداً از دوازده سالگی سیزده سالگی؛ «التّعلم فی الصّغر کالنقش فی الحجر».۱۳۷۰/۱۱/۰۳

 ناتوانی در روخوانی قرآن از هیچکس پذیرفتنی نیست
وقتی در کشوری، مثلاً بیست یا بیست و پنج میلیون جوان از زن و مرد هست، جا دارد که در میان اینها، اقلاً یک دو، سه میلیون تالی قرآن، با آداب و شرایطش باشد؛ اقلاً یک میلیون از این جوانان، حافظ کلام خدا باشند؛ تعداد معتدٌبهی از جوانان، عارف به معانی قرآن و قادر به فهم الفاظ و ظواهر قرآن باشند؛ تعداد معتدٌبهی، عالم به قرائات مختلف و نوافل قرائت و زینتهای تلاوت قرآن باشند و بدون استثنا، همه‌ی مردم در این کشور، قادر به روخوانی قرآن باشند. این، قاعده است. نمیشود قبول کرد، در کشوری که مردمش معتقد به اسلام هستند، احدی از آحاد مردم - غیر از اطفال بسیار کوچک - باشند که نتوانند قرآن را بخوانند؛ چه رسد به این‌که در نظامی، مردم بر پایه‌ی اسلام زندگی کنند. ۱۳۶۹/۰۱/۱۹

 متأسفانه اکثر مردم ما عربی نمی‌دانند!
آیه‌ای را که تلاوت میکنید، بدرستی معنایش را درک کنید. همین معنایی که یک عربیدان میتواند بفهمد، همین معنای ظاهری را درست درک کنید. این که درک شد، آن وقت در تلاوت، فرصت و قدرت تدبر به انسان دست میدهد. یعنی انسان میتواند آن وقت تدبر کند. و من به شما عرض کنم وقتی که معنای آیه را بدانیم، آن کسی که اهل صوت و آهنگ و لحن و خواندن هست، خودِ این فهم معنای آیه، لحن را هدایت میکند. اگر ما بدانیم چی داریم میخوانیم، هیچ لزومی ندارد که نگاه کنیم ببینیم فلان قارىِ فرض کنید که معروف، وقتی این آیه را خوانده، کجا را پایین آورده، کجا را بالا برده، کجا را با رقت خوانده، کجا را با شدت خوانده. نه، لزومی ندارد. اگر معنا را فهمیدیم، خود این معنا آدمی را که اهل صوت هست و صدای او آهنگ‌پذیر است و انعطاف آهنگ دارد، صدای او را هدایت خواهد کرد، خودش آهنگ را به ما خواهد داد؛ مثل حرف زدن معمولی.
متأسفانه اکثر مردم ما از الفاظ آیات کریمه‌ی قرآن، مستقیم کمتر استفاده میکنند؛ یعنی اکثر عربی نمیدانند. خب یکی از محرومیتهای ماست. لذا در قوانین کشور فراگیری زبان عربی که زبان قرآن است، یکی از چیزهای لازم فرض شده که این، به خاطر همین است. اگر ما واقعاً بخواهیم معانی قرآن را بفهمیم، مردم معمولی که عربی هم نخواندند، میتوانند مراجعه‌ی به تفاسیر و به ترجمه‌ها بکنند. ۱۳۸۹/۰۵/۲۱

 به محض بیکاری، قرآن بخوانید
ما باید رابطه‌مان را با قرآن روزبه‌روز مستحکم‌تر کنیم. در خانه‌ها قرآن بخوانید. حتی در هنگام بی‌کاری، چنانچه مختصر فراغتی پیدا میکنید، خودتان را به قرآن وصل کنید. هر روز مقداری قرآن بخوانید و آن را فرابگیرید.۱۳۷۰/۱۱/۱۷

 یک نسخه‌ی قرآن در جیب بغلتان داشته باشید
در آن دوران طاغوت، من در مشهد جلسات تفسیر و درس قرآن داشتم؛ به جوانانی که میآمدند، میگفتم که هر کدام از شماها یک نسخه‌ی قرآن در جیب بغلتان داشته باشید؛ اگر در جایی منتظر کاری میایستید و فراغتی پیدا میکنید - یک دقیقه، دو دقیقه، پنج دقیقه، نیم ساعت - قرآن را باز کنید و به تلاوت آن مشغول شوید، تا با این کتاب انس پیدا کنید.
ما در طول هشت سال جنگ، زیر آتش توپ و تفنگ، جوانانی را در جبهه‌ها داشتیم که به مجردی که بر زمین مینشستند و اندک فراغتی پیدا میکردند، قرآنشان را باز میکردند و مشغول تلاوت میشدند؛ یا مثلاً اگر در اتوبوس و یا کامیون نشسته بودند و داشتند میرفتند، قرآنشان را درمیآوردند و بنا میکردند به خواندن.۱۳۷۰/۱۱/۰۳

 روزی ده آیه‌‌ی قرآن بخوانید
قرآن را بایستی از خودمان جدا نکنیم. دائم باید با قرآن مرتبط و مأنوس باشیم. حالا در روایات دارد که هر روز لااقل پنجاه آیه‌ی قرآن بخوانید. این، یکی از معیارهاست. اگر نتوانستید، روزی ده آیه‌ی قرآن بخوانید؛ نگوئید سوره‌ی حمد را میخوانم و این چند آیه‌ی سوره‌ی حمد با چند آیه‌ی سوره‌ی قل‌هواللَّه - یک رکعت - میشود همان ده آیه‌ای که فلانی میگوید. نه، غیر از آن قرآنی که در نماز میخوانید - چه نماز نافله، چه نماز فریضه - قرآن را باز کنید، بنشینید، با حضور قلب، ده آیه، بیست آیه، پنجاه آیه، صد آیه بخوانید.‌۱۳۸۶/۰۶/۲۲

 خود را به تدبر در قرآن عادت دهیم
این‌که حتی قرآن را با صدای خوش تلاوت کنیم یا تلاوت خوش را بشنویم و از آن لذّت ببریم کافی است؟ نه. چیز دیگری لازم دارد. آن چیست؟ آن تدبّر در قرآن است. باید در قرآن تدبّر کرد. خودِ قرآن در موارد متعدد از ما میخواهد که تدبّر کنیم. عزیزان من! اگر ما یاد گرفتیم که با قرآن به‌صورت تدبّر، اُنس پیدا کنیم، همه‌ی خصوصیاتی که گفتیم حاصل خواهد شد. ما هنوز خیلی فاصله داریم؛ پس باید پیش برویم. ۱۳۷۳/۱۰/۱۴

 سهل‌انگارانه به آیات نگریستن را کنار بگذاریم
اصلا تدبر برای تفسیر کردن نیست؛ برای فهمیدن مراد است. انسان هر سخن حکیمانه‌ای را دو گونه میتواند تلقی کند: یکی سرسری و با سهل‌انگاری؛ یکی با دقت و کنجکاوانه. این اصلا به مرحله‌ی تفسیر کردن و تعبیر کردن نمیرسد. تدبری که در قرآن لازم است، پرهیز کردن از سرسری نگریستن در قرآن است؛ یعنی شما هر آیه‌ی قرآنی را که میخوانید، با تأمل و ژرف‌نگری باشد و دنبال فهمیدن باشید. این همان تدبر است و بدون این‌که نیازی به این باشد که انسان، سلایق خودش را به قرآن تحمیل کند - که همان تفسیر به رأی است - خواهید دید که بابهایی را از معرفت، به حسب محتوای آیه - هرچه که محتوای آیه است - باز میکند. ۱۳۷۷/۰۷/۱۸

 آن‌قدر قرآن را از اول تا آخر بخوانید تا ذهنتان با معارف آن آشنا شود
خواندن قرآن، از اول تا آخر، یک چیز لازمی است. باید قرآن را از اول تا آخر خواند؛ باز دوباره از اول تا آخر؛ تا همه‌ی معارف قرآنی یکجا با ذهن انسان آشنا شود. البته معلمینی لازمند تا برای ما تفسیر کنند، مشکلات آیات را تبیین کنند، معارف آیات و بطون آیات الهی را برای ما بیان کنند  ؛ اینها همه لازم است. اگر اینها شد، هرچه زمان به جلو برود، ما به جلو میرویم و توقف دیگر وجود ندارد. ۱۳۸۹/۰۴/۲۴

 قرآن خواندن با حالت روزه‌داری لذت دیگری دارد
با حالت روزه‌داری یا حالت نورانیتِ ناشی از روزه‌داری، در شبها و نیمه شبها تلاوت قرآن، انس با قرآن، مخاطب خدا قرار گرفتن، لذت دیگری و معنای دیگری دارد. چیزی که انسان در چنین تلاوتی از قرآن فرا میگیرد، در حال متعارف و معمول نمیتواند به چنین تلاوتی دسترسی پیدا کند؛ آنها از این هم بهره میبرند. ۱۳۸۶/۰۶/۲۳

 قهرمانان قرآنی را احترام کنید
اگر بخواهیم همه قرآن را بیاموزند، عدّه‌ای باید در اوج قرار گیرند - مثل همه چیز دیگر - همین‌طور که اگر بخواهید ورزش، همگانی شود، بایستی عدّه‌ای قهرمان را جلوِ چشم مردم نگهدارید. اگر بخواهید قرآن در خانه‌ها، بین بچه‌ها، بین بزرگها، بین زنها و مردها رواج پیدا کند، بایستی قهرمانان قرآنی را احترام کنید.۱۳۷۷/۰۹/۰۱

 برای قراء قرآن منبر بگذاریم
میخواهم در جامعه‌ی ما کاری بشود که برای قراء قرآن منبر بگذاریم و همچنان که الان وعاظ منبر میروند، قاریان قرآن هم منبر بروند و مثلا نیم‌ساعت قرآن بخوانند و مردم آن زلال کلام الهی را مستقیم از او بشنوند و دلهایشان بلرزد و اشک بریزند و موعظه بشوند و بلند شوند و بروند؛ ولی ما حالا قرآن کریم را فقط مقدمه‌ی سخنرانی قرار داده‌ایم!
من در سالهای ۵۱ و ۵۲ و ۵۳ در مشهد سخنرانی میکردم؛ میایستادم سخنرانی میکردم. بعد هم که حرف من تمام میشد، روی زمین مینشستم. سپس صندلی میگذاشتیم، تا قاری قرآن تلاوت کند. ۱۳۷۰/۰۱/۲۲

 حاجی‌ها در حج یک ختم قرآن داشته باشند
اگر یک جوانی، یک مردی یا زنی در دوره‌ی حج انس با قرآن را یاد بگیرد، تأمل و تدبر در عبارات دعاها و مناجات با پروردگار را یاد بگیرد، این میشود سرمایه‌ای برای او در طول زندگی. حاجی اگر خود را مقید کند که در مدینه‌ی منوره یک ختم قرآن بخواند؛ در مکه‌ی مکرمه یک ختم قرآن بخواند - اینجا خانه‌ی قرآن است؛ محل نزول قرآن است - یا اگر نمیتواند یک ختم قرآن بخواند، یک بخش عمده‌ای از قرآن را بخواند با تأمل، با تدبر؛ اگر عادت کند به تأمل و تدبر در قرآن در این مدتی که آنجاست - بتوانید عادت بدهید حاجی را به اینچنین سیره‌ها و رویه‌های ماندگار معنوی و روحی - این برای او میشود یک سرمایه. قرآن یک ذخیره‌ی تمام‌نشدنی است. انس با قرآن از هر واعظی، از هر رفیق ناصحی، از هر درسی برای انسان مفیدتر است. ۱۳۸۶/۰۸/۲۳

 جوانان آیات عزت و توحید عملی را حفظ کنند
اگرچه همه‌ی آیات کریمه‌ی قرآن نور است، اما امروز جوانان به بخشی از آیات قرآن خیلی احتیاج دارند و آن، چیزهایی است که عزت اسلام و عزت جامعه‌ی اسلامی و توحید عملی جوامع اسلامی در آنهاست. جوانان ما در همه‌جای دنیای اسلام بایستی این‌گونه آیات را روان و حفظ باشند و از آنها درس بگیرند. ۱۳۷۰/۰۳/۱۶

 

فلسفه، روزه، مسئله این است!

سعید حاجی پــور

ماه رمضان های دوران کودکی را هیچ وقت فراموش نمی کنم. آن زمان ها که وقتی ماه رمضان می آمد؛ همه از آن صحبت می کردند؛ پدر و مادر ها، تلویزیون، رادیو، حتی معلم مدرسه هم موضوع انشا ماه رمضان می داد. و این ما بودیم که در این یک ماه پر می شد ظرف وجودیمان از معارف و حقایق شهر الرمضان.

و یا حتی قبل تر از آن را هم یادم هست؛ آن موقع کوچکتر از آن بودیم که حرف های رسانه ی ملی را بفهمیم و هنوز در کلاس های درس آموزش و پرورش حضور به هم نرسانیده بودیم، آن موقع که از مادر گرامی فلسفه روزه را سوال می کردم و او می گفت: " درست است که وضع مالی ما زیاد خوب نیست و بابا زیاد درآمد ندارد ولی حتی کسانی هستند که وضعیت شان از ما هم بدتر است و خدا این ماه را گذاشته تا ما روزه بگیریم و گرسنگی و تشنگی بکشیم تا با آنها هم دردی کنیم و بیشتر به آنها کمک کنیم."

و این بود فلسفه روزه از زبان مادرم که خیلی هم باسواد نبود، اصول کافی و من لا یحضره الفقیه نخوانده بود ولی هر آنچه او می گفت همانند وحی بود که بر جان من نازل می شد و فلسفه روزه را با تمام وجودم لمس می کردم.

بزرگ تر که شدیم و در زمره دانش آموزان که قلمدادمان کردند، در ماه رمضان معلم موضوع انشا می داد که پیرامون روزه بنویسید و از آنجا که ما از همان دوران کودکی مدادمان از همه بیشتر می نوشت انشا هایی می نوشتیم که خودمان هم نمی فهمیدیم و معلم از حیرت فشارش بالا و پایین می شد. پیرامون فلسفه روزه که همان حرف های مادر را تئوریزه می کردیم ( بخوانید قلمبه سلمبه) و به خورد بچه های مردم می دادیم، اندر حکایات روزه کله گنجشکی چه فلسفه هایی که  نمی بافتیم و چه احکامی که پیرامون آن به رساله های عملیه اضافه نمی کردیم.

  • انقلاب ما... / گام اول خودسازی

گوهر شریعت5

گردوآورنده: حجه الاسلام رضا حیدریان


سوال1: حکم دست زدن در مراسم و جشن هایی که به مناسبت ایام ولادت و اعیاد امامان(ع) برگزار می شود، چیست؟

حضرات آیات عظام امام خمینی(ره)، خامنه ای(مدظله)، صافی گلپایگانی(حفظه ا...)، مکارم شیرازی(حفظه ا...) و فاضل لنکرانی(ره):

اگر دست زدن به نحو متعارف (غیر لهوی) باشد، اشکال ندارد؛ ولی این کار با مجالس اهل بیت(ع) مناسبت ندارد و بهتر است فضای این مراسم، به ذکر صلوات و تکبیر و مانند آن معطر گردد که تعظیم شعائر است.

حضرات آیات عظام سیستانی(حفظه ا...) و تبریزی(ره):

دست زدن در این‌گونه مجالس اشکال ندارد، ولی این کار با مجالس اهل بیت(ع) مناسبت ندارد و بهتر است فضای این مراسم به ذکر صلوات و تکبیر و مانند آن معطر گردد.

آیت ا... نوری همدانی (حفظه ا...): دست زدن در اینگونه مجالس اگر سبک و جلف نباشد اشکالی ندارد؛ ولی بهتر است فضای این مراسمات به ذکر صلوات و تکبیر و مانند آن معطر گردد.

آیت ا... وحید خراسانی(حفظه ا...): احتیاط واجب در ترک آن است.

سوال2: نظر مبارک حضرت‌عالی در مورد چَت کردن دختر و پسر چیست؟

نظر همه مراجع بزرگوار: با توجه به مفاسدی که غالباً بر آن مترتب است، جایز نیست.

***

سوال3: گفتن یا شنیدن لطیفه های رایج در کشور که مربوط به اقوام مختلف است، چه حکمی دارد؟

نظر همه مراجع بزرگوار: اگر غیبت بوده و یا موجب اذیت و هتک مؤمنی باشد، جایز نیست.

  • انقلاب ما... / گام اول خودسازی

آقا فدایت! آمدی؟

روایتی از روز ظهور حضرت مهدی(عج)

امروز، عجب روزی بود! همه غافلگیـر شدیم. ما در خانه بودیم. پدر خواب بود، مادر در آشپزخانه مشغول پخت‌و‌پز و من و برادر کوچکم سر کنترل تلویزیون جر‌ّ و ‌بحث می‌کردیم...

که ناگهان آن صدای عجیب و دلنشین در خانه پیچید، آیه ای از قرآن. به هوای اینکه شاید صدا از بیرون آمده، درب و پنجره را باز کردم و دیدم که صدا در خیابان نیز به وضوح می آید.

صدایت آشنا و پر‌رنج بود؛ پدرم بی درنگ از خواب پرید، مادرم با کفـگیر، به زمین تکیه داده بود، من و برادرم کنترل را به کناری پرت کردیم و سراپــا گوش شدیم، اصلاً مجری تلویزیون و مهمانان آن هم از جای خود بلند شده بودند و با دهانی باز و چشمانی گشاد، آسمان را ور‌انداز می کردند.

و تو خود را معرفی کردی:« ای اهل عالم! من بقیه‌ا... و حجت و جانشین خداوند روی زمینم...»

آن‌جا بود که گل از گل‌مان شکفت و زیر لب سلام دادیم:«السلام علیک یا بقیه‌‌ا... فی ارضه»

بعد با طنین محمدی‌ات فرمودی:«...من بازمانده آدم(ع)، ذخیره نوح(ع)، برگزیده ابراهیم (ع) و از تبار محمـــد(ص)ام. شما را سوگند می دهم به حقّ خدا و حقّ رسول‌خدا و حق من که از حق ذی‌القربی بر گردنتان دارم، ما را یاری کنید و از ما در برابر ستمگران حمایت کنید. از خدا بترسید در حقّ ما و ما را خوار نسازید، ما را یاری کنید که خداوند شما را یاری کند. امروز از هر مسلمانی یاری می طلبم. »

وصف نشدنی‌ست. در پوست خود نمی گنجیدیم. پدرم همان پایین تخت به سجده شکر افتاد. مادرم سرش روی زانو بود و های‌های گریه می کرد و من و برادرم به خیابان دویدیم!

  • انقلاب ما... / گام اول خودسازی

سوریه؛ سنگر مقاومت

رضا علوی


انتخابات ریاست جمهوری سوریه با گذشت حدود 3 سال از آغاز جنگ داخلی سرانجام برگزار گردید و بشار اسد با 88 درصد کل آرای ماخوذه رئیس جمهور قانونی مردم سوریه شد. 1

حال که دولت با کمک و هم‌راهی ملت انتخاباتی باشکوه را برگزار نموده، به راستی چه شده که این دولت‌های کت‌شلواری اروپایی، مقابل این امر باصطلاح دموکراتیک از منظر خودشان، ایستاده اند تا جایی که در چند کشور اروپایی اجازه‌ی برگزاری انتخابات قانونی را به ملت سوریه ندادند؟ 2

چه شده است که خونتان به جوش آمده از این جوش و خروش مردمی؟!3

چه شده که استقلال مردمی، شما را آن‌چنان آزرده که این انتخابات را "بی آبرویی" برا ی نظام سوریه می‌دانید؟

و حال که شما چشمان مردمان‌تان هستید، بچرخانید تک چشم‌های خود را و ببینید این عظمت مردمیِ در قالب جمهوری را، که خود بر اجرائی شدن آن پافشاری می کردید!4

دگر بس است این اراجیف‌گویی‌های مدرن که دگر رنگ ندارد در نزد مردمان جهان و همه پی برده اند به مکرتان و در آخر توصیه می کنیم

بیشتر به فکر اجساد کشته‌شدگان خود و هم پیمانان خود در خاک سوریه باشید تا (به قول شما) مردم و ملت سوریه! 5

****

1.  به گزارش خبرنگار فارس، میزان شرکت‌کنندگان در انتخابات 73.42 درصد  بوده ، که بشار اسد با کسب 10 میلیون و 319 هزار و 723 رأی و 88.7 درصد آرا پیروز انتخابات لقب گرفت.

2.  به گزارش شبکه تلویزیونی العالم، امارات، فرانسه، آلمان و بلژیک در اقدامی مداخله‌جویانه، اعلام کردند که از برگزاری این انتخابات جلوگیری می‌کنند.

سایت "صوت المنامه" نیز روز 6 خرداد 93 اعلام کرد که "بحرین" و "عمان" تنها کشورهای عربی هستند که انتخابات ریاست جمهوری سوریه در آنجا برگزار می شود.

3. به گزارش فارس، "لورن فابیوس" وزیر خارجه فرانسه در اظهاراتی طعنه‌آمیز گفت: «سوری‌هایی که در انتخابات ریاست جمهوری سوریه شرکت می‌کنند، بین بشار و بشار حق انتخاب دارند».

4. روزنامه صهیونیستی «جروزالم‌پست» نوشت، «مری هارف»، سخن‌گوی وزارت خارجه آمریکا گفت: «انتخابات ریاست‌جمهوری سوریه یک بی‌آبرویی است. امروز، اعتبار بشار اسد در مقایسه با اعتبار دیروز او افزایشی نداشته است.»

5.  به گزارش شبکه تلویزیونی العالم ، تابعیت بیشتر افرادی که تاکنون در جریان ناآرامی های سوریه دستگیر، کشته و یا زخمی و سپس شناسایی شده‌اند به حدود بیش از ۲۰ کشور جهان می‌رسد.

این افراد از کشورهای لیبی، الجزایر، تونس، مصر، اردن، ترکیه، عراق، پاکستان، بنگلادش، چچن، فرانسه، بلژیک ،انگلیس، مالی، سومالی، موریتانی، لبنان، افغانستان، کویت، عربستان، مغرب، یمن و ... هستند.

  • انقلاب ما... / گام اول خودسازی

سوال: خوردن تربت اباعبدا...الحسین(ع) که به قصد استشفاء جایز بلکه مستحب است، چه محدوده ای از مرقد شریف و مطهرّ حضرتش را شامل می شود؟ آیا تناول مقداری از مُهرهای کربلا نیز همان حکم را دارد؟


آیت ا... خامنه ای(مدظله): قدر مُتَـیقّن(آن مقداری که به یقین حکم شامل آن می شود)، تربت قبر شریف و ملحقاتِ عُرفی آن است و مهر اگر از آن دو محل تهیه شده باشد، همان حکم را دارد.

آیت ا... صافی گلپایگانی(حفظه ا...): بعید نیست ولی احتیاط این است که رجاءً و تبرکاً کمی از مهر را در آب حل کنند، به طوری که در آب مُستهلک (کاملاً حل) شود و آن را بیاشامد.

آیت ا... مکارم شیرازی(حفظه ا...): از نقاط نزدیکی که دسترسی به آن در شرایط فعلی ممکن است(خواه چند صدمتر باشد یا یک کیلومتر یا بیشتر)، آری، همان حکم را دارد، مقدار کمی را در آب حل می کند و می خورد.

آیت ا... سیستانی(حفظه ا...): به احتیاط واجب از قبر شریف و آنچه عرفاً به آن ملحق است نباید تجاوز کند و اگر از سایر موارد مانند اطراف قبر بخواهند استفاده کنند باید با آب مخلوط کنند که صدق خوردن خاک نکند.

آیت ا... بهجت(ره): اَحوَط اختصار، بر مأخوذ از قبر و اطراف مجاور قبر مطهر است و در زائدِ بر آن، مستهلک شود(مقدار اضافی در آب کاملا حل شود).

آیت ا... فاضل لنکرانی(ره): هرجا عرفاً تربت کربلا محسوب شود(که در روایات محدوده ای برای آن مشخص شده) و مهرهای ساخته شده از آن محل هم همین حکم را دارد.

آیت ا... تبریزی(ره): خوردن آنچه به عنوان تربت امام حسین(ع) یا مهر کربلا در دسترس است، چنانچه به مخلوط کردن در آب باشد به طوری که مُستهلک شود، به قصد استشفاء مانعی ندارد.

گردآورنده: حجت الاسلام و المسلمین رضا حیدریان

نویسنده: امیرعلی حسام

نوشتن برای روز معلم در بزرگسالی مثل انتخاب یک کادوی خوب برای معلم در دوران خردسالی، هر دو به یک اندازه سخته!

از خودم پرسیدم، چطور یک ایرانی مسلمون می تونه مغز متفکری مثل مرتضی مطهری رو به قتل برسونه؟! این بود که جست و جو کردم در مورد گروهک فرقان.

سرکرده: اکبر گودرزی/ تحصیلات:روحانی جوان و تندرو با روحیه ای ضد روحانیت /  سال تأسیس: 1356 / نحوه عضوگیری: از جلسات قرائت و تفسیر قرآن اکبر گودرزی / مهم‌ترین محور فعالیت: در یک کلام، ایدئولوژی/ ایدئولوژی آنها بشدت متأثر از ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق و برداشت غلط از آثار مرحوم دکتر شریعتی بود به طوری که معمولا بر روی جزوات خود جملاتی از این دو منبع به چاپ می‌رساندند. عملیاتهای مسلحانه این گروه در آینده، نتیجه مستقیم منش فکری رهبر این گروه بود.

در همین راستا نیز شروع به نشر تفسیرهای خود از قرآن کردند، تفسیر به رای هایی که واکنش شهید مطهری را درپی داشت بطوریکه ایشون تو مقدمه کتاب «علل گرایش به مادی‌گری» تحت عنوان ماتریالیسم در ایران، سخت به تفسیر و تعبیر این گروهک حمله‌ کرد. مثلا آنها در تفاسیر خود، در داستان حضرت یوسف(ع)‌، گرگ رو به معنای ضد انقلاب گرفتند که حضرت ‌یعقوب(ع)‌، یوسف را برای به دام انداختن ضد انقلاب به سوی اونها فرستاده است‌، یا قیامت رو به دوره انقلاب تفسیر می کردند و می گفتند: یومنون بالغیب، یعنی کسانی که فعالیت های سیاسی زیرزمینی می کنند! حرف هایی که در فضای مسموم آن روزها، خریدار پیدا می کرد.

 این گروه بی ترمز که تو مسائل ایدئولوژیکی به هیچ جا نرسید، روحانیت رو ضد توحیدی‌ترین عناصر جامعه می‌دونست و با استناد به آیه «فقاتلوا ائمه الکفر» شروع به ترور مهره‌های اساسی انقلاب اسلامی کرد که دومینش معلم شهید، مطهری بود.

بزرگ معلم بشریت، رسول خدا(ص) فرمودند:«حق سه نفر را جز منافق کوچک نمی شمارد: آن که مویش در اسلام سفید شده، پیشوای دادگــر و معلم خوبی ها.» (مفاتیح الحیات/ص 359)

نویسنده: علی متین فر

از وقتی قبرم را تخریب کردند تا پایه های قطور یک بازار را در آن بکارند، روحم سخت پریشان شده است. از وقتی که به خواب رفته بودم، یعنی زمان ناصرالدین شاه قاجار، تا حالا این قدر آشفته نشده بودم. از این همه تشویش روحم برای تسکین کالبدی که تقریباً فقط دندانهایش باقی مانده به زمین گسیل شد!

هرچه فکر می کنم می بینم من در فِرانس یا شوروی دفن نشده بودم! عجیب است، آخر خواندن سر درب بسیاری از دکان ها برایم دشوار شده. شاید عیب از سواد من است که در خاک نمور، نم کشیده است.

تا جائی که یادم می آید شهر ما"بارفروش"، محل دادوستد کالاهای وارداتی و مرکز خرید محصولات طبیعی مردم بوده، اما هیچ وقت محل بده بستان فرهنگ غنی خود نبوده است.

در میدان شهرداری، سوار وسائل حجیمی به نام اتوبوس واحد می شوم. راننده پُک آخر را همراه استارت زد. خیابان ها از پشت پنجره زیر پایت می دوند. می خواهم بدانم واقعا اینجا همان شهر محل زندگی ماست یا هنوز در برزخ بسر می برم؟! باید بفهمم که جریان این نام های ناآشنای دکان های شهر تا کدامین خیابان منتهی می شود؟

علی الظاهر مردم نه تنها منِ روح را بلکه یکدیگر را هم نمی بینند. این را از پادرد پیرمرد سرپایی فهمیدم که نیم نگاهی به صندلی چند جوان بشاّش می اندازد.

عجائب شهر جدید بی شمار است، از طرز سخن گفتن شان، از زیبایی مرکب هاشان، از جامه های شرم آورشان، اما من حواسم هنوز به رسم الخط و نام های نامأنوس بازار است. به شهربانی رسیده ایم، تا اینجا مطمئنم که این جا بارفروش نیست. راه، کِش آمده است. در راه بندان طویلی که عمر انسان ها و نیز ارواح را هدر می دهد، فرصت را مغتنم می شمرم تا با دقت بیشتری به شهر نظاره کنم.

از قضا دفتری همراه آورده ام تا از عجایب مذکور، رونویسی کرده، بلکه همشهریان مرحوم در بازگشتم باورشان شود!

عجیب است! هرچه بیشتر پیش می رویم اسامی بیگانه، درشت تر و بی پرواتر بر سر در دکان ها خود را  می نمایانند:

Delamond-Matto-Modeline-And1-Prances-Aldora-Agust-Firs-Tac-Romance-Hido-IcePack-bRd-MamaShoes-Frak-Grad-Antonio-Daylight-OscarJin-Merci Mama-Borda-Mangdim و...

مسیر به انتهای خود یعنی حمزه کلا رسیده و مسافرین one by one (یک به یک) پیاده می شوند اما من روی صندلی آخر تنها نشسته و می شمرم که در این street (خیابان) طویل و پرتردد که بیش از 325 دکان، بارفروشی می کنند، قریب 90 مغازه، فرهنگ و زبان خویش را نیز OFF(حراج) زده اند! بهتر است تا این فرهنگ مرا نیز مسموم نکرده به گور گم خویش بازگردم. اصلا چه بهتر که ما مردیم و حراج فرهنگ را در شهر فرهنگ ندیدیم!

پایه های Mall(بازار) را درست روی خرده های بدنم غرس کرده اند تا خاک کف پای بازاریان شوم. عرضی نیست دیگر، می روم اما، ورّاث من، یک بند دیگر به وصیت نامه ام اضافه کنید:

"ننـگ به فرهنـگی که از چنـگ دشمن چکید و ما را از ثروت خودمان بیزار کرد."

نویسنده : حسین ذوالفقاری

اگر ظرفی پر از غذاهای خوشمزه و لذیذ باشد، هر کسی خوردنش را تا انتها با شوق ادامه می دهد. ولی اگر همان ظرف پر از غذاهای تلخ و بدمزه باشد، هر کسی نهایتاً یک لقمه از آن را می خورد، مگر اینکه مجبور به خوردنش باشد. البته اگر غذایی خوشمزه ولی فاقد ارزش غذایی باشد، قاعدتاً خوردنش سودی ندارد.

هنر نیز این گونه است. در نویسندگی اگر مطلبی پر از لغات سخت و نامفهوم و پر از جملات بدیهی و تکراری باشد، اگر مطلبی که تنها در چند خط قابل بیان است، چند صفحه کش بیاید، برای خواننده بسیار کسل آور خواهد بود.

در فیلم و سریال ها که هنری دیگر هستند نیز همین گونه است. فیلمی جذاب است که دارای یک داستان منسجم و پیوسته و زیبا بوده و کیفیت بازی بازیگران بالا باشد.

اکنون به اصل ماجرا می پردازم. اینکه اسلام هنر را چگونه می پذیرد؟

به نظر می رسد می توان هنرهای نویسندگی و سینما را به سه گروه تقسیم کرد:

گروه اول آن دسته هستند که عین واقعیت اند، گروه دوم به طور کامل تخیل نویسنده و در گروه سوم، نویسنده یک واقعیت را شبیه سازی می کند. یعنی عین آن داستان رخ نداده است ولی مفهومی که در آن نهفته، واقعیت دارد.

همانطور که مشخص است عاملی که منجر به تفکیک این سه گروه می شود، عنصر تخیل بوده که باید خوب یا بد بودنش را مورد ارزیابی قرار داد. برای این کار ابتدا به بررسی تخیل کردن در بُعد اخلاق و فرهنگ سازی می پردازیم.

در غرب الگوهایی را تحت عنوان اسطوره با کمک تخیلات محض خود می سازند وآن را هدفی برای رسیدن به آن قرار می دهند. داستان ها و رمان هایی از قبیل ایلیاد و ادیسه هومر را می سرایند که مبنایی تخیلی دارند. در صورتی که در اسلام یا به عبارتی در ادیان آسمانی اینگونه نیست. چنانکه دکتر شریعتی می گوید: « علی، حقیقتی بر گونه اساطیر» است. یعنی خداوند یک انسانی کامل به نام علی (ع) را برای ما الگو قرار داده که حقیقتی محض بوده و تخیلی در کار نیست. هر کمالی که لازم است انسان به آن برسد در امام علی (ع) وجود دارد و همچنین تمام داستانهایی که را که خداوند جهت عبرت آموزی درقرآن آورده اند، عین حقیقت هستند و هیچ داستان تخیلی و عبرت آموز در قرآن وجود ندارد. گویی که تاثیرگذاری داستان کاملا واقعی بسیار بیشتر از داستان تخیلی است. زیرا اگر داستانی تخیلی شامل نکات پند آموز مطرح شود، هیچ پاسخ محکمی برای کسانی که بگویند از کجا معلوم در واقعیت نیز رخ بدهد نداریم. مگر آنکه در زندگی خود با آن مواجه شوند، یعنی آن تخیل برایشان به واقعیت تبدیل شود.

برای اینکه به این شبهه نیز بپردازیم که پس تخیل به چه کار می آید، باید آن را در بعد علم و دانش نیز بررسی کنیم.

گاهی تخیل می تواند منجر به رشد علم و تکنولوژی شود. مثلا تا زمانی که هیچ پلی ساخته نشده بود، ساختن آن یک تخیل بود که به واقعیت تبدیل شد. گاهی هم تخیل همچون سرابی است که آدمی را به بیراهه می کشاند. مثلا تخیل کیمیاگران رویایی دست نیافتنی بود. پیدا کردن مرزی برای اینکه بفهمیم چه تخیلی قابلیت تحقق دارد یا ندارد کمی دشوار است. منتها یک چیز دیگر مسلّم است و آن این است که تخیل تنها در جایگاه پیدا کردن هدف کاربرد دارد و برای رسیدن به آن باید از مسیر واقعیت عبور کرد. ما نمی توانیم برنامه هایمان را بر اساس تخیل قرار دهیم زیرا تخیل تا زمانی که به واقعیت تبدیل نشده قابل اعتماد نبوده و اعتبار علمی ندارد. از طرفی می توان گفت قوانین واقعیت در تخیل جاری نیست.

در انتها باید بگویم هنر چه بخواهد چه نخواهد در فرهنگ جامعه موثر است. پس چه خوب است در راستای ارتقای فرهنگ به کار گرفته شود. و چه زیبا گفت شهید سید مرتضی آوینی:

« با این سخن که هنر تنها به خویش متعهد است، جز بی دردان چه کسی را می توان فریفت؟» (مقاله منشور تجدید عهد هنر)

سخنران : آقای یاسر عسگری

90/8/25

حسینیه محبان الابالفضل (علیه السلام) - هیئت عاشقان اهل بیت (علیه السلام)


باید به گونه‏ای برنامه بلندمدت مطالعاتی داشته باشیم که اگر احیاناً نتوانستیم یک شب یا دو شب این برنامه مطالعاتی اسلامی و تفسیری خودمان را بخوانیم در روزها یا شب‏های دیگر قضایش را به جا بیاوریم. می‏گویند شهید رجایی، به خاطر استفاده از فضای معنوی نماز، هیچ وقت قبل از نماز ظهر یا مغرب، ناهار یا شامش را نمی‏خورد و اگر احیاناً برنامه‏ای پیش می‏آمد که مجبور می‏شد قبل از اذان، ناهار یا شامش را می‏خورد، فردایش را روزه می‏گرفت. حال نمی‏گویم چون شهید رجایی چنین کاری می‏کرده، ما هم باید چنین کنیم، امّا آن شیوه تنبیهی و تربیتی‏اش، قابل الگوبرداری است. بزرگان دیگر هم اینگونه بوده‏اند. یعنی اگر احیاناً طبق برنامه خودمان پیش نرفتیم برای خودمان جریمه‏ای در نظر بگیریم و کاهلی در مطالعات روزهای گذشته را جبران بکنیم.... (در ادامه مطلب)




  • انقلاب ما... / گام اول خودسازی